حكيم ابوالقاسم فردوسى

979

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

شكر جست و بادام و مرغ و بره * كه آرايش خوان كند يك سره مى و زعفران برد و مشك و گلاب * سوى خانه شد با دلى پر شتاب بياورد خوان با خورشهاى نغز * جوان بر منش بود و پاكيزه مغز چو نان خورده شد جام پر مىببرد * نخستين ببهرام خسرو سپرد بدين گونه تا شاد و خرّم شدند * ز خردك بجام دمادم شدند چنين گفت با ميزبان شهريار * كه بهرام ما را كند خواستار شما مىگساريد و مستان شويد * مجنبيد تا مى پرستان شويد بماليد پس باره را زين نهاد * سوى گلشن آمد ز مى گشته شاد ببازارگان گفت چندين مكوش * از افزونى اى مرد ارزان فروش بدانگى مرا دوش بفروختى * همى چشم شاگرد را دوختى كه مرغى خريدى فزون از بها * نهادى مرا در دم اژدها بگفت اين ببازارگان و برفت * سوى گاه شاهى خراميد تفت چو خورشيد بر تخت بنمود تاج * جهانبان نشست از بر تخت عاج بفرمود خسرو بسالار بار * كه بازارگان را كند خواستار بيارند شاگرد با او بهم * يكى شاد از يشان و ديگر دژم چو شاگرد و استاد رفتند زود * بپيش شهنشاه ايران چو دود چو شاگرد را ديد بنواختش * بر مهتران شاد بنشاختش يكى بدره بردند نزديك اوى * كه چون ماه شد جان تاريك اوى ببازارگان گفت تا زنده‌اى * چنان دان كه شاگرد را بنده‌اى همان نيز هر ماهيانى دو بار * درم شست گنجى بروبر شمار به چيز تو شاگرد مهمان كند * دل مرد آزاده خندان كند بموبد چنين گفت زان پس كه شاه * چو كار جهان را ندارد نگاه چه داند كه مردم كدامست به * چگونه شناسد كهان را ز مه [ كشتن بهرام گور ، اژدها را و داستان او با زن پاليزبان ] همى بود يك چند با مهتران * مى روشن و جام و رامشگران بهار آمد و شد جهان چون بهشت * به خاك سيه بر فلك لاله كشت همه بومها پر ز نخچير گشت * بجوى آبها چون مى و شير گشت گرازيدن گور و آهو بشخ * كشيدند بر سبزه هر جاى نخ همه جويباران پر از مشك دُم * بسان گل نارون مى بخم بگفتند با شاه بهرام گور * كه شد دير هنگام نخچير گور چنين داد پاسخ كه مردى هزار * گزين كرد بايد ز لشكر سوار سوى تور شد شاه نخچير جوى * جهان گشت يك سر پر از گفت و گوى ز گور و ز غرم و ز آهو جهان * بپرداختند آن دلاور مهان سديگر چو بفروخت خورشيد تاج * زمين زرد شد كوه و دريا چو عاج بنخچير شد شهريار دلير * يكى اژدها ديد چون نرّه شير به بالاى او موى زير سرش * دو پستان بسان زنان از برش كمان را بزه كرد و تير خدنگ * بزد بر بر اژدها بىدرنگ